جان مشتاق
هزارتوی روح من
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM


دیروز فرشته کوچکی از خواب که بیدار شد ، نشست تو رختخوابش و خنده شیرینی کرد وبهم گفت :

دیشب خواب دیدم سیب بودی افتادی.





                                                     
   


نمیدونستم چی بگم.هاج وواج مونده بودم.یه دختر بچه 4 ساله چطور میتونه یه خواب به قول امروزیها معناگرا  ببینه!!!!!

جالب اینجاست که خودش هم موقع تعریف کردن خوابش خیلی هیجان زده بود و صورتش شعف عجیبی توش بود انگار چیزبزرگی کشف کرده باشه.

دیدن اون چهره بشاش که مثل گل صبحگاهی شکفته بود من رو هم هیجانزده کرد.

از اینکه در رویای یک کودک سیب بودم خیلی خوشحال بودم وحس کردم به اندازه سیب ،که به قول معروف یه میوه بهشتی هم هست، در من طروات و زندگی وخوشی دریافت کرده واین برام خوشایند بود.چون کودکان حقیقت وجودی انسان رو کشف می کنند.

ولی نمیدونستم از اینکه افتادم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟ودر ذهن او ، این افتادن چه تعبیری دارد!!!!!!!!

 دوستان گلم ، شما بگید چه تعبیری دارید؟شاید نگاه خلاقانه دیگری به این خواب داشته باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیب، دختربچه، افتادن،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 مهر 1392 :: نویسنده : سیمرغ ...
پنجشنبه 9 آبان 1392 12:53 ب.ظ
سیب.واقعاچه میوه ی مرموزی.ازاول خلقت توزندگی ما اثرگذاشته.بااون پدرومادر شکمو
سیمرغ ...میخواید بگید منم مرموزم؟! یا میوه ممنوعه هستم برای دخترم؟
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

من روح عجیب غریبی دارم!!
یعنی همونقدر که از یک نقاشی لذت می برم
از حل کردن یک مسأله ریاضی هم لذت می برم.
وهمونقدر که شعرهای عرفانی ممکنه اشکمو در بیاره
،خواندن ژنتیک به شوقم میاره.
پس در این وبلاگ مطالب متنوعی خواهم نوشت:
ریاضیات،فیزیک،نجوم،فلسفه،هنر،
موسیقی،حقوق،ارتباطات،محیط زیست،
ژنتیک،آشپزی،مدیریت ،روانشناسی
و.......سایر علایق من..
مدیر وبلاگ : سیمرغ ...
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Online User
داستان روزانه

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic