تبلیغات
جان مشتاق - جینیا
جان مشتاق
هزارتوی روح من
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 

جینیا به عنوان شالوده ای فلسفی و استعاره ای فراگیر برای قرن

بیو تکنولوژی در حال تبلور است.

جینیا به معنای تغییر ماهیت یک موجود ذی حیات است.

جینیا تلاش بشریت با هدف بخشیدن معنایی ما بعداطبیعی به رابطه

تکنولوژی در حال ظهور با طبیعت است

جینیا شیوه تفکری درباره طبیعت است

همانطور که کیمیا را تلاشی عبث برای تغییر فلزات میداینم ولی

کیمیا هم یک فلسفه و هم یک فعالیت فنی بود.

میسترا اکهارت عارف قرن 13  زمانی اظهار داشته بود:

«مس تا زمانی که به طلا تبدیل نشود کماکان ناآرام و بی قرار است»

طبیعت در نظر یک کیمیاگر فرایندی بود که حرکت آن در جهت تکامل

 بخشیدن به خود بود

در حال حاضر ما در حال حرکت از فن آوری آتش به درک نحوه

تعامل زیستی با طبیعت هستیم.

جینیا در حال تفسیر کردن و هدف بخشیدن به عنصر بیوتکنولوژی می باشد

یک جینیاگر با طراحی در مواد بیولوژیکی می تواند بدلی از موجودات

 بیولوژیکی موجود را خلق کندکه در نظر او ماهیت عالی تری نسبت

به نسخه اصلی ای که از روی آن تقلید صوت پذیرفته، داشته باشد.

جینیا نه تنها یک فلسفه بلکه یک فرایند است

جینیا شیوه درک طبیعت و در عین حال راهی در جهت دست گذاشتن

 بر روی طبیعت است

ما در حال گذر از یک استعاره کیمیایی به استعاره جینیایی هستیم......

 

برگرفته از کتاب قرن بیوتکتولوژی


توضیحات من:

جینیا از کلمه gene یا همون ژن ساخته شده است. ومنظور مهندسی ژنتیک

و دست کاری های ژنتیکی در علم وصنعت بیو تکنولوژی یا زیست فن آوری می باشد.

این علم با سرعت عجیبی در حال رشد و خروج از آزمایشگاهها وورود به زندگی

روزمره مردم است.

به همان شدتی که از لحاظ فنی بسیار پیچیده و تخصصی است ، بسیار به

فلسفه حیات ، دین ، اخلاق ، حقوق و جهان بینی وابسته است طوری که 

این موضوع را  که بشریت تا کجا به بیو تکنولوژی اجازه پیشرفت میدهدو

چگونه آن را تفسیر خواهد کرد ، تحت تأثیر قرار خواهد داد.


 

پ ن : بعد از یک جینیا گری یه فنجون شعر دلکش حافظ بدجور میچسبه

من و انکار شراب این چه حکایت باشد    غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد
تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم    ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد
زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز    تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد
زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است    عشق کاریست که موقوف هدایت باشد
من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگ    این زمان سر به ره آرم چه حکایت باشد
بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند    پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد
دوش از این غصه نخفتم که رفیقی می‌گفت    حافظ ار مست بود جای شکایت باشد





نوع مطلب :
برچسب ها : کیمیا، جینیا، طبیعت، فلسفه، فرایند، حافظ، بیوتکنولوژی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 بهمن 1392 :: نویسنده : سیمرغ ...
جمعه 4 بهمن 1392 02:20 ق.ظ
سلام
و عرضم به حضور جینیاگرتون که مارو همون کیمیاگری فعلا" بس است که مس وجودمون بد جوری زنگار گرفته ای نازنین دوست
سیمرغ ...آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ...............آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

من روح عجیب غریبی دارم!!
یعنی همونقدر که از یک نقاشی لذت می برم
از حل کردن یک مسأله ریاضی هم لذت می برم.
وهمونقدر که شعرهای عرفانی ممکنه اشکمو در بیاره
،خواندن ژنتیک به شوقم میاره.
پس در این وبلاگ مطالب متنوعی خواهم نوشت:
ریاضیات،فیزیک،نجوم،فلسفه،هنر،
موسیقی،حقوق،ارتباطات،محیط زیست،
ژنتیک،آشپزی،مدیریت ،روانشناسی
و.......سایر علایق من..
مدیر وبلاگ : سیمرغ ...
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Online User
داستان روزانه