جان مشتاق
هزارتوی روح من
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM






 

دو تا کودک با هم بازی می کردند.یک دختر و پسر کوچولو

هردو تقریباً 4یا5 ساله.

حین بازی باهم دعواشون شد.و پسره با دستش  زد تو کمر دختر کوچولو.

اونم زد زیر گریه.گریه با صدای بلند.

بعد از چند دقیقه پسر بچه از کارش پشیمون شد و دست دخترک رو 

گرفت و افتاد به خواهش و تمنا که  منو ببخش.

دخترک هم که خودشو لوس میکرد صدای گریه شو بلندتر کرد و 

ناز میکرد که نه نمی بخشمت.

......

پسرکوچولو که دید التماس کردنش فایده نداره.از طرفی هم عذاب وجدان داشت.

 می خواست یه جوری خیال خودشو راحت کنهگفت:  باشه .پس 

من خودم می بخشمت!!!!


 


من تا یک ساعت هی یادم میومد خندم میگرفت.


ولی بعد به این فکر کردم که توافق و صلح کودکان هیچ رنگ و بویی از فریب توش نیست و هسته  اصلی اون توافق  محبت هست.باید بیاموزیم.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : صلح جنگ، توافق هسته ای، کودک، عکس کودک، جوک، فرهنگ شهروندی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : سیمرغ ...





یاد باد آنکه به من یاد آموخت


آدمی نان خورد از دولت یاد




شعر از ایرج میرزا





نوع مطلب :
برچسب ها : یاد، استاد، معلم، شعر، ایرج میرزا، عکس دریا،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : سیمرغ ...




روز بزر گداشت سعدی ، شاعر دوست داشتنی شیراز گرامی باد
 


وقتی دل سودایی می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
گه نعره زدی بلبل، گه جامه دَریدی گلبا یاد تو اُفتادم، از یاد برفت آن‌ها
ای مِهر تو در دل‌ها، وی مُهر تو بر لب‌هاوی شور تو در سَرها، وی سِرّ تو در جان‌ها
تا عهد تو دَربَستم عهد همه بشکستمبعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان‌ها
تا خارِ غمِ عشقت، آویخته در دامنکوته نظری باشد، رفتن به گلستان‌ها
آن را که چنین دردی از پای دَراَندازدباید که فروشوید دست از همه درمان‌ها
گر در طلبت رنجی، ما را برسد، شایدچون عشقِ حَرَم باشد، سَهلست بیابان‌ها
هر تیر که در کیش‌است گر بر دلِ ریش آیدما نیز یکی باشیم از جمله‌ی قُربان‌ها
هر کو نظری دارد با یار کمان ابروباید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها
گویند: «مگو سعدی! چندین سخن از عشقش»می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها





نوع مطلب :
برچسب ها : سعدی، وقتی دل سودایی می‌رفت به بُستان‌ها،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : سیمرغ ...


درباره وبلاگ

من روح عجیب غریبی دارم!!
یعنی همونقدر که از یک نقاشی لذت می برم
از حل کردن یک مسأله ریاضی هم لذت می برم.
وهمونقدر که شعرهای عرفانی ممکنه اشکمو در بیاره
،خواندن ژنتیک به شوقم میاره.
پس در این وبلاگ مطالب متنوعی خواهم نوشت:
ریاضیات،فیزیک،نجوم،فلسفه،هنر،
موسیقی،حقوق،ارتباطات،محیط زیست،
ژنتیک،آشپزی،مدیریت ،روانشناسی
و.......سایر علایق من..
مدیر وبلاگ : سیمرغ ...
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Online User
داستان روزانه

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات