جان مشتاق من روح عجیب غریبی دارم!! یعنی همونقدر که از یک نقاشی لذت می برم از حل کردن یک مسأله ریاضی هم لذت می برم. وهمونقدر که شعرهای عرفانی ممکنه اشکمو در بیاره ،خواندن ژنتیک به شوقم میاره. پس در این وبلاگ مطالب متنوعی خواهم نوشت: ریاضیات،فیزیک،نجوم،فلسفه،هنر، موسیقی،حقوق،ارتباطات،محیط زیست، ژنتیک،آشپزی،مدیریت ،روانشناسی و.......سایر علایق من.. tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com 2017-08-18T04:19:12+01:00 mihanblog.com مربای زرشک 2015-12-13T06:35:17+01:00 2015-12-13T06:35:17+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/131 سیمرغ ... مربای زرشک درست کرده بودمپسرم تا دید با هیجان پرسید مامان مربای کفشدوزک درست کردی؟مربا رو دوباره با دقت نگا کردم واقعا شبیه کفشدوزک بود. دونه های قرمز با نقطه های سیاه







مربای زرشک درست کرده بودم

پسرم تا دید با هیجان پرسید 

مامان مربای کفشدوزک درست کردی؟


مربا رو دوباره با دقت نگا کردم واقعا شبیه کفشدوزک بود. 

دونه های قرمز با نقطه های سیاه


]]>
« بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! » 2015-11-17T06:16:57+01:00 2015-11-17T06:16:57+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/128 سیمرغ ... جان و جهان! دوش کجا بوده‌اینی غلطم، در دل ما بوده‌ای دوش ز هجر تو جفا دیده‌امای که تو سلطان وفا بوده‌ای آه که من دوش چه سان بوده‌ام!آه که تو دوش کرا بوده‌ای! رشک برم کاش قبا بودمیچونک در آغوش قبا بوده‌ای زهره ندارم که بگویم ترا« بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! » یار سبک روح! به وقت گریزتیزتر از باد صبا بوده‌ای بی‌تو مرا رنج و بلا بند کردباش که تو بنده بلا بوده‌ای رنگ رخ خوب تو آخر گواستدر حرم لطف خدا بوده‌ای رنگ تو داری، که زرنگ جهانپاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای آینهٔ رنگ تو عکس کسیستتو

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای

نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام

ای که تو سلطان وفا بوده‌ای

آه که من دوش چه سان بوده‌ام!

آه که تو دوش کرا بوده‌ای!

رشک برم کاش قبا بودمی

چونک در آغوش قبا بوده‌ای

زهره ندارم که بگویم ترا

« بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »

یار سبک روح! به وقت گریز

تیزتر از باد صبا بوده‌ای

بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد

باش که تو بنده بلا بوده‌ای

رنگ رخ خوب تو آخر گواست

در حرم لطف خدا بوده‌ای

رنگ تو داری، که زرنگ جهان

پاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای

آینهٔ رنگ تو عکس کسیست

تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای



]]>
زن 2015-11-03T05:15:27+01:00 2015-11-03T05:15:27+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/127 سیمرغ ...



]]>
السلام علیک یا ابا عبدالله 2015-10-22T01:55:13+01:00 2015-10-22T01:55:13+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/126 سیمرغ ...







]]>
صبح 2015-10-01T05:14:00+01:00 2015-10-01T05:14:00+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/125 سیمرغ ... اراده انسان به یه صبح درخشان احتیاج داره نه سلامم نه علیکمنه سپیدم نه سیاهمنه چنانم که تو گویینه چنینم که تو خوانیو نه آنگونه که گفتند و شنیدینه سمائم نه زمینمنه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینمنه سرابمنه برای دل تنهایی تو جام شرابمنه گرفتار و اسیرمنه حقیرمنه فرستادۀ پیرمنه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرمنه جهنم نه بهشتمچُنین است سرشتماین سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتمبلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...گر به این نقطه رسیدیبه تو سر بسته و در پرده بگویــمتا کســی نشنـود این راز گهــر
اراده انسان به یه صبح درخشان احتیاج داره










نه سلامم نه علیکم

نه سپیدم نه سیاهم

نه چنانم که تو گویی

نه چنینم که تو خوانی

و نه آنگونه که گفتند و شنیدی

نه سمائم نه زمینم

نه به زنجیر کسی بسته‌ام و بردۀ دینم

نه سرابم

نه برای دل تنهایی تو جام شرابم

نه گرفتار و اسیرم

نه حقیرم

نه فرستادۀ پیرم

نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم

نه جهنم نه بهشتم

چُنین است سرشتم

این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم

بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم ...

گر به این نقطه رسیدی

به تو سر بسته و در پرده بگویــم

تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان را

آنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی

خودِ تو جان جهانی

گر نهانـی و عیانـی

تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی که خود آن نقطۀ عشقی

تو خود اسرار نهانی

تو خود باغ بهشتی

تو بخود آمده از فلسفۀ چون و چرایی

به تو سوگند

که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگی

نه که جُزئی

نه که چون آب در اندام سَبوئی

تو خود اویی بخود آی

تا كه در خانه متروکۀ هرکس ننشـــینی و

بجز روشنــی شعشـعۀ پرتـو خود هیچ نبـینـی

و گلِ وصل بـچیـنی
]]>
نقش مادربزرگ‌ها در استحکام روابط زناشویی 2015-09-09T23:44:56+01:00 2015-09-09T23:44:56+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/124 سیمرغ ... یه مطلب خیلی جالب در سایت فرادید:کارشناسان آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که مادربزرگ‌ها نقشی بسیار تاثیرگذار در دوام روابط زناشویی در هزاران سال گذشته داشته‌اند.  به گزارش ایسنا، به گفته این کارشناسان، حمایت مادربزرگ‌ها شانس زنده‌ماندن نوه‌ها را افزایش داده است.  آنهایی که از نعمت داشتن مادربزرگ بهره‌مندند و خاطرات خوش دوران کودکی‌شان با محبت آنان پیوند محکمی خورده، می‌دانند که زندگی بدون گرمای حضور مادربزرگ، یک موهبت بزرگ را کم دارد. اخیرا ی
یه مطلب خیلی جالب در سایت فرادید:

کارشناسان آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که مادربزرگ‌ها نقشی بسیار
تاثیرگذار در دوام روابط زناشویی در هزاران سال گذشته داشته‌اند. 
 
به گزارش ایسنا، به گفته این کارشناسان، حمایت مادربزرگ‌ها شانس 
زنده‌ماندن نوه‌ها را افزایش داده است.
 
آنهایی که از نعمت داشتن مادربزرگ بهره‌مندند و خاطرات خوش دوران
کودکی‌شان با محبت آنان پیوند محکمی خورده، می‌دانند که زندگی بدون
 گرمای حضور مادربزرگ، یک موهبت بزرگ را کم دارد. 

اخیرا یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که مادربزرگ‌ها احتمالا نقشی بسیار 
موثر در استحکام روابط زناشویی و عاطفی زوج‌ها ایفا کرده‌اند. 

 
کارشناسان آکادمی علوم امریکا (PNAS) در گزارشی بر پایه نتایج این مطالعه 
با اشاره به تاثیر پررنگمادربزرگ‌ها در این زمینه تاکید کردند: این مسئله 
 البته از  نظر بیولوژیکی شاید چندان معنایی نداشته باشد اما حمایت 
مادربزرگ‌ها در مراقبت از نوه‌ها به ویژه پس از تولد آنان، همواره اهمیتی 
فوق‌العاده داشته و شانس زنده‌ماندن نوه‌ها را به طرز چشمگیری افزایش 
داده است. 
 
به نوشته متخصصان، نتیجه این حضور موثر این بوده که در طول 
دوران تکامل، ژن خانواده‌هایی بقا یافته که  در آنها مادربزرگ‌ها عمر 
طولانی داشته‌اند. 
 
این کارشناسان در گزارش خود همچنین نتیجه‌گیری کرده‌اند که
 مادربزرگ‌های یاری‌رسان، عاملی بوده‌اند که موجب شده‌اند تا مردان به 
همسران خود وفادار و پای‌بند بمانند. 
 
بنابر گزارش دویچه‌وله، دکتر «پیتر کیم»، یکی از نویسندگان این گزارش 
می‌گوید: نقش پررنگ مادربزرگ‌ها در حمایت از خانواده و پای‌بند کردن مردان
 به زندگی موجب شده تا در طول هزاران سال گذشته مردان به همسر
خود وفادار مانده و از وی دارای فرزند شوند.
 
به گفته «کریستن هاوک» کارشناس دیگر این گروه، دلیل اینکه زنان در 
گذشته تصمیم به داشتن تعداد بیشتری فرزند می‌گرفتند نه فقط به خاطر 
نان‌آور بودن مرد خانواده بلکه به دلیل حمایتی بوده که از جانب مادربزرگ‌ها 
دریافت می‌کردند. 
]]>
مانده تا برف زمین آب شود 2015-08-24T01:29:43+01:00 2015-08-24T01:29:43+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/123 سیمرغ ... مانده تا برف زمین آب شود.مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر.ناتمام است درخت.زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در بادو فروغ تر چشم حشرات و طلوع سر غوک از افق درک حیات.مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سمبوسه و عید.در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد و نه آواز پری می‌رسد از روزن منظومه برفتشنه زمزمه‌ام.مانده تا مرغ سرچینه هذیانی اسفند صدا بردارد.پس چه باید بکنممن که در لخت‌ترین موسم بی‌چهچه سال تشنه زمزمه‌ام؟بهتر آن است که برخیزم رنگ را بردارم روی تنهایی


مانده تا برف زمین آب شود.
مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر.
ناتمام است درخت.
زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات 
و طلوع سر غوک از افق درک حیات.


مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سمبوسه و عید.
در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد 
و نه آواز پری می‌رسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه‌ام.


مانده تا مرغ سرچینه هذیانی اسفند صدا بردارد.
پس چه باید بکنم
من که در لخت‌ترین موسم بی‌چهچه سال 
تشنه زمزمه‌ام؟


بهتر آن است که برخیزم 
رنگ را بردارم 
روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم.



چقد زندگی حوصله می خواد!!!!!!

رب اشرح لی صدری.....

]]>
بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر 2015-08-08T22:39:37+01:00 2015-08-08T22:39:37+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/122 سیمرغ ... گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگرباز کن ساقی مجلس سر مینای دگر امشبی را که در آنیم غنیمت شمریمشاید ای جان، نرسیدیم به فردای دگر عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمربجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر مست مستم، مشکن قدر خود ای پنجه غممن به میخانه ام امشب تو برو جای دگر چه به میخانه چه محراب، حرامم باشدگر به جز عشق توام هست تمنای دگر تا روم از پی یار دگری می بایدجز دل من دلی و جز تو دلارای دگر باده پیش آر که رفتند از این مکتب رازاوستادان و فزودند معمای دگر گر




گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگر


باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر


 
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم


شاید ای جان، نرسیدیم به فردای دگر


 
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر


بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر


 
مست مستم، مشکن قدر خود ای پنجه غم


من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر


 
چه به میخانه چه محراب، حرامم باشد


گر به جز عشق توام هست تمنای دگر


 
تا روم از پی یار دگری می باید


جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر


 
باده پیش آر که رفتند از این مکتب راز


اوستادان و فزودند معمای دگر


 
گر بهشتی است، رخ توست نگارا! که در آن


می توان کرد به هر لحظه تماشای دگر


 
از تو زیبا صنم این قدر جفا زیبا نیست


گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر


 
می فروشان همه دانند عمادا! که بود


عاشقان را حرم و دیر و کلیسای دگر


]]>
اینترنت 2015-07-22T03:16:58+01:00 2015-07-22T03:16:58+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/121 سیمرغ ...   تو اینترنت چی هست که انسانها اینقد جذبش میشن؟تأمین روحیات اجتماعی بودن انسان، سرعت زیاد تبادل اطلاعات جدید و تأمین کنجکاوی انسان،تأمین هیجانات انسان به صورت سریع و متنوع،.......بالاخره حتماً نیازهایا غرایز انسان درگیر هست اعتیاد به اینترنت رو چطوری میشه ترک کرد؟؟؟خدایا خودت ترکمون بده





  تو اینترنت چی هست که انسانها اینقد جذبش میشن؟

تأمین روحیات اجتماعی بودن انسان، سرعت زیاد تبادل اطلاعات جدید 

و تأمین کنجکاوی انسان،تأمین هیجانات انسان به صورت سریع و متنوع،.......

بالاخره حتماً نیازهایا غرایز انسان درگیر هست 

اعتیاد به اینترنت رو چطوری میشه ترک کرد؟؟؟

خدایا خودت ترکمون بده
]]>
175 2015-06-16T17:05:15+01:00 2015-06-16T17:05:15+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/120 سیمرغ ... آآآآآآآآآآآآآآآآآآه....






آآآآآآآآآآآآآآآآآآه....


]]>
آسمان 2015-06-14T01:17:17+01:00 2015-06-14T01:17:17+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/119 سیمرغ ... آسمان باش                          که خلق                        به نگاهت بخرندوزپی دیدن تو                                               سر به بالا ببرند.........
آسمان باش 

                         که خلق

                        به نگاهت بخرند

وزپی دیدن تو

                                               سر به بالا ببرند.........


]]>
توافق 2015-05-07T03:16:35+01:00 2015-05-07T03:16:35+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/118 سیمرغ ...   دو تا کودک با هم بازی می کردند.یک دختر و پسر کوچولو هردو تقریباً 4یا5 ساله. حین بازی باهم دعواشون شد.و پسره با دستش  زد تو کمر دختر کوچولو.اونم زد زیر گریه.گریه با صدای بلند. بعد از چند دقیقه پسر بچه از کارش پشیمون شد و دست دخترک رو گرفت و افتاد به خواهش و تمنا که  منو ببخش. دخترک هم که خودشو لوس میکرد صدای گریه شو بلندتر کرد و ناز میکرد که نه نمی بخشمت. ...... پسرکوچولو که دید التماس کردنش فایده نداره.از طرفی هم عذاب وجدان داشت.





 

دو تا کودک با هم بازی می کردند.یک دختر و پسر کوچولو

هردو تقریباً 4یا5 ساله.

حین بازی باهم دعواشون شد.و پسره با دستش  زد تو کمر دختر کوچولو.

اونم زد زیر گریه.گریه با صدای بلند.

بعد از چند دقیقه پسر بچه از کارش پشیمون شد و دست دخترک رو 

گرفت و افتاد به خواهش و تمنا که  منو ببخش.

دخترک هم که خودشو لوس میکرد صدای گریه شو بلندتر کرد و 

ناز میکرد که نه نمی بخشمت.

......

پسرکوچولو که دید التماس کردنش فایده نداره.از طرفی هم عذاب وجدان داشت.

 می خواست یه جوری خیال خودشو راحت کنهگفت:  باشه .پس 

من خودم می بخشمت!!!!


 


من تا یک ساعت هی یادم میومد خندم میگرفت.


ولی بعد به این فکر کردم که توافق و صلح کودکان هیچ رنگ و بویی از فریب توش نیست و هسته  اصلی اون توافق  محبت هست.باید بیاموزیم.

 

]]>
یاد 2015-04-30T02:25:01+01:00 2015-04-30T02:25:01+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/117 سیمرغ ... یاد باد آنکه به من یاد آموخت آدمی نان خورد از دولت یادشعر از ایرج میرزا




یاد باد آنکه به من یاد آموخت


آدمی نان خورد از دولت یاد




شعر از ایرج میرزا

]]>
سعدی 2015-04-21T02:27:29+01:00 2015-04-21T02:27:29+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/116 سیمرغ ... روز بزر گداشت سعدی ، شاعر دوست داشتنی شیراز گرامی باد وقتی دل سودایی می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌هاگه نعره زدی بلبل، گه جامه دَریدی گلبا یاد تو اُفتادم، از یاد برفت آن‌هاای مِهر تو در دل‌ها، وی مُهر تو بر لب‌هاوی شور تو در سَرها، وی سِرّ تو در جان‌هاتا عهد تو دَربَستم عهد همه بشکستمبعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان‌هاتا خارِ غمِ عشقت، آویخته در دامنکوته نظری باشد، رفتن به گلستان‌هاآن را که چنین دردی از پای دَراَندازدباید که فروشوید دست از همه درمان‌هاگر د



روز بزر گداشت سعدی ، شاعر دوست داشتنی شیراز گرامی باد
 


وقتی دل سودایی می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
گه نعره زدی بلبل، گه جامه دَریدی گلبا یاد تو اُفتادم، از یاد برفت آن‌ها
ای مِهر تو در دل‌ها، وی مُهر تو بر لب‌هاوی شور تو در سَرها، وی سِرّ تو در جان‌ها
تا عهد تو دَربَستم عهد همه بشکستمبعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان‌ها
تا خارِ غمِ عشقت، آویخته در دامنکوته نظری باشد، رفتن به گلستان‌ها
آن را که چنین دردی از پای دَراَندازدباید که فروشوید دست از همه درمان‌ها
گر در طلبت رنجی، ما را برسد، شایدچون عشقِ حَرَم باشد، سَهلست بیابان‌ها
هر تیر که در کیش‌است گر بر دلِ ریش آیدما نیز یکی باشیم از جمله‌ی قُربان‌ها
هر کو نظری دارد با یار کمان ابروباید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها
گویند: «مگو سعدی! چندین سخن از عشقش»می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها

]]>
تب تبلت 2015-04-13T01:32:29+01:00 2015-04-13T01:32:29+01:00 tag:http://janemoshtagh.mihanblog.com/post/115 سیمرغ ... یادمه  از وقتی هدیه روز زن  از آقای همسر تبلت کادو گرفتم مدام از این و او ن می پرسیدم از تبلت چه استفاده های میشه کرد؟چون اون موقع بهش نیاز اساسی نداشتم و باید براش نیاز سازی میکردم چون کارهاموبا لب تاپ یا گوشی می تونستم انجام بدم و همش احساس میکردم نیازی به تبلت ندارم.خلاصه تمام جوابها به این خلاصه میشد : مطالعه کتابهای دیجیتال، دیدن فیلم، بازی....واینا کارهایی نبود که من علاقه داشته باشم.چون به شدت کتاب با سیستم سنتی کاغذی رو دوست دارم که خوندنش لذت بیشتری داره.فیلم


یادمه  از وقتی هدیه روز زن  از آقای همسر تبلت کادو گرفتم مدام از این و او ن می پرسیدم از تبلت چه استفاده های میشه کرد؟چون اون موقع بهش نیاز اساسی نداشتم و باید براش نیاز سازی میکردم چون کارهاموبا لب تاپ یا گوشی می تونستم انجام بدم و همش احساس میکردم نیازی به تبلت ندارم.خلاصه تمام جوابها به این خلاصه میشد : مطالعه کتابهای دیجیتال، دیدن فیلم، بازی....

واینا کارهایی نبود که من علاقه داشته باشم.چون به شدت کتاب با سیستم سنتی کاغذی رو دوست دارم که خوندنش لذت بیشتری داره.فیلم هم که تا تموم بشه دست آدم خشک میشه واسه خاطر گرفتن تبلت، بازی هم که وقتش ندارم......واز همه اینا گذشته چشمام ارزشش بیش از این چیزهاست.

خلاصه در حال حاضر تبلت فقط نقش یه هارد اکسترنال ، یا دوربین عکاسی نازک که حمل و نقلش آسونه رو برام بازی میکنه و آخرین نقشش اینه که گاهی کودکم باهاش بعضی بازیها رو انجام میده اونم وقتایی که جایی هست که دسترسی به بازیهای حرکتی نیست


..........

القصه، تو ی تعطیلات عید امسال تو دید و بازدیدها چیزای عجیبی دیدم.چندین پدرومادر جوان و امروزی !  البته با سطح سواد و حتی درآمد پایین ،که برای کودک سه یا چهار ساله شون تبلت خریده بودند فقط به خاطر بازی!!!!!!!!!!! 

جالب اینجاست که وقتی بچهه بهشون میگفت مامان یا بابا این بازی چه جوریه یا .... مامان بابا میگفتند نمی دونم من که بلد نیستم! من که سر از تبلت در نمیارم!!!!!!!!

جالبتر اینکه یکی از این مامانها که تک فرزند داشت میگفت دخترم گفته یا داداش و خواهر میخوام یا تبلت.ما هم براش تبلت خریدیم!!!!!!!!!!!


]]>