تبلیغات
جان مشتاق - مطالب ابر امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم
جان مشتاق
هزارتوی روح من
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM





گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگر


باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر


 
امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم


شاید ای جان، نرسیدیم به فردای دگر


 
عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر


بجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر


 
مست مستم، مشکن قدر خود ای پنجه غم


من به میخانه ام امشب تو برو جای دگر


 
چه به میخانه چه محراب، حرامم باشد


گر به جز عشق توام هست تمنای دگر


 
تا روم از پی یار دگری می باید


جز دل من دلی و جز تو دلارای دگر


 
باده پیش آر که رفتند از این مکتب راز


اوستادان و فزودند معمای دگر


 
گر بهشتی است، رخ توست نگارا! که در آن


می توان کرد به هر لحظه تماشای دگر


 
از تو زیبا صنم این قدر جفا زیبا نیست


گیرم این دل نتوان داد به زیبای دگر


 
می فروشان همه دانند عمادا! که بود


عاشقان را حرم و دیر و کلیسای دگر






نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، عمادخراسانی، می، ساقی، مستی، گر چه مستیم و خرابیم چو شب های دگر، امشبی را که در آنیم غنیمت شمریم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 مرداد 1394 :: نویسنده : سیمرغ ...


درباره وبلاگ

من روح عجیب غریبی دارم!!
یعنی همونقدر که از یک نقاشی لذت می برم
از حل کردن یک مسأله ریاضی هم لذت می برم.
وهمونقدر که شعرهای عرفانی ممکنه اشکمو در بیاره
،خواندن ژنتیک به شوقم میاره.
پس در این وبلاگ مطالب متنوعی خواهم نوشت:
ریاضیات،فیزیک،نجوم،فلسفه،هنر،
موسیقی،حقوق،ارتباطات،محیط زیست،
ژنتیک،آشپزی،مدیریت ،روانشناسی
و.......سایر علایق من..
مدیر وبلاگ : سیمرغ ...
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Online User
داستان روزانه