تبلیغات
جان مشتاق - مطالب ابر سعدی
جان مشتاق
هزارتوی روح من
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM




روز بزر گداشت سعدی ، شاعر دوست داشتنی شیراز گرامی باد
 


وقتی دل سودایی می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
گه نعره زدی بلبل، گه جامه دَریدی گلبا یاد تو اُفتادم، از یاد برفت آن‌ها
ای مِهر تو در دل‌ها، وی مُهر تو بر لب‌هاوی شور تو در سَرها، وی سِرّ تو در جان‌ها
تا عهد تو دَربَستم عهد همه بشکستمبعد از تو روا باشد، نقض همه پیمان‌ها
تا خارِ غمِ عشقت، آویخته در دامنکوته نظری باشد، رفتن به گلستان‌ها
آن را که چنین دردی از پای دَراَندازدباید که فروشوید دست از همه درمان‌ها
گر در طلبت رنجی، ما را برسد، شایدچون عشقِ حَرَم باشد، سَهلست بیابان‌ها
هر تیر که در کیش‌است گر بر دلِ ریش آیدما نیز یکی باشیم از جمله‌ی قُربان‌ها
هر کو نظری دارد با یار کمان ابروباید که سپر باشد پیش همه پیکان‌ها
گویند: «مگو سعدی! چندین سخن از عشقش»می‌گویم و بعد از من گویند به دوران‌ها





نوع مطلب :
برچسب ها : سعدی، وقتی دل سودایی می‌رفت به بُستان‌ها،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : سیمرغ ...


درباره وبلاگ

من روح عجیب غریبی دارم!!
یعنی همونقدر که از یک نقاشی لذت می برم
از حل کردن یک مسأله ریاضی هم لذت می برم.
وهمونقدر که شعرهای عرفانی ممکنه اشکمو در بیاره
،خواندن ژنتیک به شوقم میاره.
پس در این وبلاگ مطالب متنوعی خواهم نوشت:
ریاضیات،فیزیک،نجوم،فلسفه،هنر،
موسیقی،حقوق،ارتباطات،محیط زیست،
ژنتیک،آشپزی،مدیریت ،روانشناسی
و.......سایر علایق من..
مدیر وبلاگ : سیمرغ ...
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Online User
داستان روزانه