جان مشتاق
هزارتوی روح من
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM



یادمه  از وقتی هدیه روز زن  از آقای همسر تبلت کادو گرفتم مدام از این و او ن می پرسیدم از تبلت چه استفاده های میشه کرد؟چون اون موقع بهش نیاز اساسی نداشتم و باید براش نیاز سازی میکردم چون کارهاموبا لب تاپ یا گوشی می تونستم انجام بدم و همش احساس میکردم نیازی به تبلت ندارم.خلاصه تمام جوابها به این خلاصه میشد : مطالعه کتابهای دیجیتال، دیدن فیلم، بازی....

واینا کارهایی نبود که من علاقه داشته باشم.چون به شدت کتاب با سیستم سنتی کاغذی رو دوست دارم که خوندنش لذت بیشتری داره.فیلم هم که تا تموم بشه دست آدم خشک میشه واسه خاطر گرفتن تبلت، بازی هم که وقتش ندارم......واز همه اینا گذشته چشمام ارزشش بیش از این چیزهاست.

خلاصه در حال حاضر تبلت فقط نقش یه هارد اکسترنال ، یا دوربین عکاسی نازک که حمل و نقلش آسونه رو برام بازی میکنه و آخرین نقشش اینه که گاهی کودکم باهاش بعضی بازیها رو انجام میده اونم وقتایی که جایی هست که دسترسی به بازیهای حرکتی نیست


..........

القصه، تو ی تعطیلات عید امسال تو دید و بازدیدها چیزای عجیبی دیدم.چندین پدرومادر جوان و امروزی !  البته با سطح سواد و حتی درآمد پایین ،که برای کودک سه یا چهار ساله شون تبلت خریده بودند فقط به خاطر بازی!!!!!!!!!!! 

جالب اینجاست که وقتی بچهه بهشون میگفت مامان یا بابا این بازی چه جوریه یا .... مامان بابا میگفتند نمی دونم من که بلد نیستم! من که سر از تبلت در نمیارم!!!!!!!!

جالبتر اینکه یکی از این مامانها که تک فرزند داشت میگفت دخترم گفته یا داداش و خواهر میخوام یا تبلت.ما هم براش تبلت خریدیم!!!!!!!!!!!






نوع مطلب :
برچسب ها : تبلت، کودک، تربیت، فرهنگ، مشکلات اجتماعی، خواهربرادرخانواده،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 فروردین 1394 :: نویسنده : سیمرغ ...


تو جمع دوستان راجع به شیوع سرطان حرف میزدیم . و آخرش به این نتیجه رسیدیم 

که سرطان تو کشورهایدیگه هم به همین نسبت زیاد هست ولی اونجا چون مردم 

عادت دارند زود به زود خودشونوچک  کنند زود متوجه سرطان میشن و در مرحله ای 

که قابل درمان هست ، کشفش می کنندولی اینجا ما عادت نداریم حداقل سالانه

 بدن خودمونو چک کنیم.


یکی از خانما گفت عوضش ماها سالانه عملهای زیبایی میکنیم و

بینی بالا میدیم.!!!!!!!!!!!

.....................

می گفت: رفته دکتر گوش و حلق و بینی واسه درمان سینوزیتش، اونجا پر از دخترها 

و پسرهایی بوده کهبینی شون رو عملکرده بودند. و ازبین اون همه آدم فقط ایشون 

و یک بچه کوچولو بودند کهمشکل دیگه ای غیر از جراحی زیبایی بینی داشتند.


(حالا بگذریم که اکثر اون پسرا و دخترا دانشجوهای آقای دکتر بودند و بهشون گفته 

بوده اگه بتونید مشتری جذب کنید چند درصد بهتون تخفیف هزینه عمل میدم)

.......................


سلامت هم فرهنگ خاص خود را می خواهد..........








نوع مطلب :
برچسب ها : سرطان، جراحی بینی، عمل زیبایی، فرهنگ،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 آبان 1393 :: نویسنده : سیمرغ ...




آمار تکان دهنده طلاق تا نزدیک به پنجاه درصد هم در بعضی نقاط کشور به گوش رسید. بسیار دلخراش و تأمل برانگیزاست .....

با خودم فکر میکردم واقعاً این همه آدم توانایی ادامه زندگی مشترک ندارند ؟!!!!!  واقعاً این همه آدم در انتخابهاشون اشتباه کردند؟!!!!! این همه آدم از نسل جوان ما مهارتهای ادامه زندگی مشترک را بلد نیستند؟!!!!!  همه این زن و مردها به تفاهم نرسیدند؟!!!!!

مگه ماها توی زندگی مشترک دنبال چی هستیم و فکر میکنیم مثلاً همسرمان باید چه نوع خدماتی به ما ارائه دهد ، که بعد وقتی میریم زیر یک سقف،  بهش نمیرسیم و سرخورده میشیم و فوری میگیم طلاق؟

...............................

از همه اینها بگذریم که خودش ساعتها بحث و مطالعه جامعه شناسی و روانشناسی احتیاج داره ......

حالا بر فرض که به هزار دلیل منطقی و غیر منطقی رسیدیم به اینکه باید طلاق بگیریم، دیگه چرا اینقد جر و بحث می کنیم ، ناسزا میدیم ، هزار تهمت ناروا به هم میزنیم ، اسرار خانوادگی و خصوصی هم رو فاش می کنیم ، به آبا و اجداد و اصالت و رگ و ریشه هم بی احترامی می کنیم ؟

گاهی من دیدم برای جدا شدن یک زوج ناسازگار باهم ، جنگهای اعصابی درست میشه توی خانواده ها که تا چند دست بعدتر راهم درگیر میکنه و حتی دامن فامیلهای دورترهم رو میگیره!  ومدتها همه غصه خوارند، غمگیند ، جو فامیل بهم میریزه .....


 

وای اگر پای بچه ای هم وسط باشه ! تا روانیش نکنند دست بردار نیستند ! کاری میکنند که به پوچی برسه وزندگیش تیره و تار بشه. مطمئن بشه که خودشم تو بزرگسالی حتما از همسرش طلاق خواهد گرفت !

اگه زوج مشهور باشدکه نگو......علاوه بر خودشون و خانواده شون بقیه ملت هم تو سر و کله هم می زنند واسه طلاق این دو!

چرا ؟

واقعاً چرا؟

چون نمیخوایم یک واقعیت رو بپذیریم. یک واقعیت مدنی! می خواهیم فرافکنی کنیم .

 واینکه شاید از یک طرف به راحتی پا در عرصه طلاق می گذاریم و از سویی دیگر طلاق را پدیده زشت و بدی می دانیم و جمع بین این دو حتما ً سخت و گاه محال است.

ازدواج خودش حرمت داره هم تو اسلام هم تو ایران، ما ها موقع طلاق اون حرمت رو بدجورمیشکنیم .طوری همدیگر را می کوبیم که خود ازدواج بد و ناپسند جلوه میکنه  نه بی مهارتی ما و بی ادبی ما و پرتوقعی ما و......

از این که بگذیرم حتی اگر خیلی مادی هم به ازدواج و طلاق نگاه کنیم باید بدونیم که ازدواج هم یک عقد و قرارداد مثل بقیه عقود و قراردادهاست که درصورت به توافق رسیدن  یا به هر دلیل قانونی  منجر به طلاق و گسستن می شود. بسیار منطقی باید آن را پذیرفت. بسیار مدنی!

طلاق هم فرهنگ خود را می خواهد....


 





نوع مطلب :
برچسب ها : طلاق، ازدواج، فرهنگ، مدنی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 مهر 1393 :: نویسنده : سیمرغ ...


درباره وبلاگ

من روح عجیب غریبی دارم!!
یعنی همونقدر که از یک نقاشی لذت می برم
از حل کردن یک مسأله ریاضی هم لذت می برم.
وهمونقدر که شعرهای عرفانی ممکنه اشکمو در بیاره
،خواندن ژنتیک به شوقم میاره.
پس در این وبلاگ مطالب متنوعی خواهم نوشت:
ریاضیات،فیزیک،نجوم،فلسفه،هنر،
موسیقی،حقوق،ارتباطات،محیط زیست،
ژنتیک،آشپزی،مدیریت ،روانشناسی
و.......سایر علایق من..
مدیر وبلاگ : سیمرغ ...
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Online User
داستان روزانه

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات